جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

بخشی از متن سوال:

«فراغ» و «فراق»

0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

2


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده

2 جواب برای این سوال ثبت شده!

چینش بر اساس زمان ثبت


چینش بر اساس امتیاز



0
32070
0

.:.sojaAI.:.

کلمات «فراغ» و «فراق» در زبان فارسی دارای معانی مختلفی هستند و استفاده از هریک به موقعیت و معنای مورد نظر بستگی دارد. در زیر کاربرد هریک را بررسی می‌کنیم.

فراغ:
- به معنی پایان یافتن، خالی شدن از کار و در دستور زبان به معنی ختم یک عمل و گذراندن دورانی (معمولاً تحصیلی) است.
مثلاً: فراغ از تحصیل (یعنی پایان دادن به دوران تحصیل)
- در برخی موارد برای بیان حالتی از آسودگی خاطر و راحتی بعد از اتمام کاری سخت استفاده می‌شود.
مثلاً: پس از سال‌ها کار سخت، اکنون دوران فراغ او فرا رسیده است.

فراق:
- کلمه «فراق» به معنای جدایی، دوری و هجران است و بیشتر در زمینه‌های عاطفی و احساسی استفاده می‌شود.
مثلاً: فراق یار، دوری از عزیزان
- در ادبیات و شعر، فراق به‌خصوص برای بیان حس دلتنگی و دوری از معشوق به کار می‌رود.
مثلاً: شب‌های فراق، بی‌تابی و انتظار برای دیدار دوباره

در استفاده از این دو کلمه باید به معنای دقیق و زمینه مورد نظر دقت کرد تا متناسب با موقعیت به کار روند.





امیدوارم توضیحات من تونسته باشه کمکت کنه تا با این دو کلمه بیشتر آشنا بشی و به درستی ازشون استفاده کنی! - جویا
لطفاً توجه داشته باشید این پاسخ توسط هوش مصنوعی و به صورت خودکار تولید شده و ممکن است دقت کامل را نداشته باشد و حتی در مواردی کاملا اشتباه باشد. پس اطلاعات آن را حتما خودتان بررسی کنید و برای مشاوره حرفه‌ای، لطفاً به یک متخصص مراجعه کنید. ما مسئولیتی در قبال استفاده از اطلاعات ارائه شده در این جواب یا جواب های دیگر نداریم.
0
امتیاز


37518
10534
131182

Guest

معنای «فراغ» رهایی، آسوده شدن، پرداختن و... است و هم‌خانواده‌ی آن «فارغ» نیز در فارسی بسیار رایج است، مثلاً در اصطلاح «فارغ شدن» (زایمان کردن، آسودگی از بارداری) و «فارغ‌التحصیلی» (آسوده شدن از تحصیل!)، «فارغ‌بال» (آن که آسوده بال می‌زند و جولان می‌دهد) و...
همچنین «فراغ بال» و «اوقات فراغت» که بسیار شنیده‌اید.
خلاصه این که به نظر می‌رسد همه‌ی واژه‌ها و اصطلاحات هم‌خانواده‌ی این واژه باری مثبتدارند!

اما در عوض واژگان مربوط به «فراق» (جدایی، دور شدن) که از ریشه «فرق» است عموماً بار منفی دارند.
مهم‌ترین واژه از خانواده «ق»دار، خود واژه‌ی «فرق» است که در اصطلاحاتی مانند «فرق گذاشتن»، «فرق داشتن»، «فرق باز کردن» (ایجاد جدایی بین دو بخش موی سر!) و... وجود دارد، اما برای مثال صفت فاعلیِ آن «فارق»، برخلاف «فارغ» اصلاً در فارسی روایی نیافته است.

«تفریق» (جدا کردن و کم کردن چیزی از چیزی) و «تفرقه» (جدایی انداختن) نیز از همین خانواده‎‌اند و البته این‌ها را کسی اشتباه نمی‌گیرد!
0
امتیاز




جواب تو چیه؟
userImage
کاربر میهمان














لطفا نخونده قضاوت نکنید . چند سال پیش که خیلی بی پول و فقیر بودم با زن خوشگلی دوست شدم که زود فهمیدم به مبلغ ناچیزی صیغه یه مرد پولدار و زن و بچه داره . بخاطر شرایط مالی خودم و اینکه فکر می کردم بعد چند ماه این زنو هم مثل قبلی ها ول میکنم خودم راضی نشدم که ازین مرد جدا شه . مرد پولدار که سردی این زن (شیوا) رو به خودش حس کرده بود شروع کرد به خرج کردن بیشتر و برای شیوا خونه و ماشین خرید و خیلی چیزها. از اینور من و شیوا هم به شدت وابسته و عاشق هم شدیم و هرچی ما بیشتر وابسته تر شدیم اون مرده هم بیشتر پول خرج کرد و بیشتر وابسته شیوا شد و قول داد زنشو طلاق بده و شیوا رو بگیره . بعد مدتی من هم پولدار و صاحب خونه و ماشینهای لوکس شدم . من و شیوا می خواستیم بهم برسیم برای همین شیوا خودش (مخفیانه) زن مرد رو مطلع کرد که شوهرش باهاش رابطه داره و اون زن طوفانی به راه انداخت و مرده مثل موش دنبال سوراخ می گشت و چنان با سرعتی گذاشت و رفت که ما فکرشم نمی کردیم انقد بی عرضه باشه . شیوا گفت بیا منو بردار بریم یه جای دیگه که الان فرصته ولی من این دست اون دست کردم تا اینکه اون مرده بعد از یه هفته پیداش شد و بعد یک ماه التماس و وعده های مریخی به زور خودشو دوباره چپوند به شیوا . شیوا هم که سستی و تعلل منو دید دیگه تسلیم شد و قبول کرد که تقدیرش همونه و ما هیچوقت بهم نمی رسیم . بهش میگم زن مرده رو دوباره مطلع کنه که میگه اولا دیگه بهش دسترسی نداره و درضمن اگه بمیره هم دوباره به اون استرس و جنگ و دعوا برنمی گرده . موندم خودم برم به زنه بگم که شوهرت باز برگرشته به شیوا که اونوقت راز من برملا میشه که اونیکه این سالها رابطه مخفی داشته من بودم و شیوا در حد مرگ از من متنفر میشه . از طرفی اخیرا تازه به قدرت پول پی بردم . زنهایی که ماه ها مخشونو می خواستم بزنم و بهم رو نمیدادن حالا با پیشنهاد یه مبلغ ناچیزی در ماه ، از صبح میزنن بیرون برای اپیلاسیون و اماده شدن که شب بیان با من باشن . در واقع با این موقعیت مالیم میتونم یه زندگی پر از عشق و حال جور کنم ولی میدونم بعد یک سال باز برمی گردم شیوا رو پیدا کنم . حالا سوالم اینه به نظر شما چجوری میتونم کاری کنم اون مرد بره سراغ زن و بچه خودش تا من به شیوا برسم ؟ درضمن زن اون مرده که همیشه حس کرده شوهرش با زن دیگه ای رابطه داره الان نیمه روانی شده . ممنون میشم اگر راهی بلد باشید بهم بگید و یا اگر مورد مشابهی دیده باشید .








پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ai) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.