جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

بخشی از متن سوال:

در تلگرام تلفن من دزدیده شده است، چه کاری باید بکنم؟ telegram

0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده

1 جواب برای این سوال ثبت شده!

چینش بر اساس زمان ثبت


چینش بر اساس امتیاز



37144
10524
124589

guest


پیش از هر چیز مراتب همدردی ما را برای از دست دادن تلفنتان بپذیرید. متأسفانه، در حال حاضر شماره تلفن تنها راه برای شناسایی یک کاربر تلگرام است. ما اطلاعات اضافی درباره شما را گردآوری نمی‌کنیم، بنابراین هر کس که دارای شماره تلفن باشد، صاحب حساب هم هست. یعنی ما نمی‌توانیم کمکی به شما بکنیم، مگر آنکه شما به شماره‌ی تلفنتان یا به حساب تلگرامتان از دست کم یکی از دستگاه‌هایتان دسترسی داشته باشید.
پاسپورت تلگرام یک روش اعتباردهی واحد براى خدماتى است كه به تشخيص هويت شخصى نياز دارند. با استفاده از پاسپورت تلگرام، کافیست یکبار سندهایتان را اپلود كنيد و سپس داده‌هایتان را بلافاصله با خدماتى كه به شناسنامه فيزيكى [مدارک شناسایی واقعی] نياز دارند (فعالیت‌های تجاری, ICO و …)، به اشتراك بگذاريد.
مدارک تشخيص هويت و داده هاى شخصى شما، با استفاده از رمزنگارى سرتاسر در ابر تلگرام ذخيره خواهند شد. اين داده‌ها براى تلگرام غير قابل فهم است و ما به اطلاعاتى كه در پاسپورت تلگرام ذخيره مى‌كنيد دسترسى نداريم. به محض اينكه داده‌ها را به اشتراك بگذاريد، آنها مستقيماً به گيرنده ارسال مى‌شوند.
شما مى‌توانيد اطلاعات بيشترى را در مورد پاسپورت تلگرام در وبلاگ ما پيدا كنيد.
در صورتى كه توسعه‌دهنده يا صاحب خدمتى هستيد كه به شناسنامه فيزيكى نياز دارد، به اين راهنما نگاه بیندازید. همچنین مى‌توانيد با استفاده از این صفحه درخواست داده‌هاى پاسپورت تلگرام را امتحان كنيد.

منبع پاسخ: مرکز راهنمایی وب سایت تلگرام
0
امتیاز




جواب تو چیه؟
userImage
کاربر میهمان










فیلم آسیایی شرقی داستان از اونجایی شروع میشه که یک مادر یا خالهی به خاطر اینکه شرایط بزرگ کردن یه پسر بچه رو نداشته همزمان با داداشش این پسر بچه رو میبره میده به مادر بزرگش که توی روستا بالا یک رود زندگی میکنه. مادر بزرگه خیلی فقیر بوده ولی مادره چالهی نداشته یا خالهه حالا. بعد این بچه رو میسپاره. پسر بچه هم اصلا نمیتونه کنار بیاد به زندگی اونجا و خیلی سختشه ولی مادر بزرگ کم کم با اخلاق تند و تخصش اونو غانه میکنه. پسر بچه رویای اینو داره که دونده بشه و دویدن رو شروع میکنه ولی مادر بزرگ میگه ما پول نداریم نمیخواد دونده بشی. اونم میگه من پابرهنه میدوهم. پابرهنه تمرین میکنه در حالی که همه دوستاش کفش داشتن. بعدم که موفق میشه و مسابقات سطح استانی دست بیدا میکنه مادر بزرگ میره نصف شب براش کفش میختار بخره که نصف شب در مقازه کفش رویشی رو میزنه و با همه این پولی که داشته برای این پسر کفش دوندهی میخره. پسر هم در نهایت شرکت میکنه توی مسابقه و میبره و یک دوندهی معروف میشه. و جزئیات دیگه همینه که یه دیالوگ داره میگه که ما با اصالت فقیریم. من فقیرم. مادرم فقیر بوده. مادر مادرم فقیر بوده. پس ما بلدیم با فقر زندگی خوشحالی داشته باشیم. به علاوه یه سحنه هی هستش که اینا از رود پایین خونهشون یه کفش چوبی میگیرن. مادر بزرگ میگه که این کفش رو نگه دار. کسی که یه لنگی کفش رو گم کرده خطمان لنگی دیگهش هم میندازه به رود. و واقعا هم اونی که کفش هم پیدا میکنن. و اینه انقدر فقیر بودن که یه دونه آهنروبا به نخ میبستن توی خیابون راه میرفتن تا تکیای فلس جمع بشه. با این حجم از جزئیاتی که من و خانوادم یادمونه بعید میدونم که توهم باشه.












پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ai) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.