سلام 3 فرزند دارم دختربزرگم ازدواج کرده دختر دوم وپسر سومم دانشجو هستند شوهرم هم 4سال پیش فوت کرده مشکل خاصی نداشتیم تا اینکه به تازگی متوجه رفتارهای مشکوکی از طرف پسر 22ساله ام شدم اینکه 5ماه پیش شبها دیربه خونه میامد میگفت پیش دوستامم دوستاش رو هم میشناختم خیلی مرا دوست دارد و به من قول داده که قدر من که مادرش هستم را میداند و به دنبال هیچ خلافی نیست وتنها نگرانیش بیکاری است که مثل خوره به جونش افتاده اما اکنون مدت 3ماه است که پیامهای مشکوک داره و شبها اصلا خونه نمیاد و جواب در ست هم نمیده که کجاست با کنجکاوی که کردم فهمیدم زنی 26ساله با یک بچه از اقوام شوهرم که از همسرش جداشده و به گونه ای که با من اظهار دوستی هم دارد مخفیانه با پسرم ارتباط تلفنی دارد البته شک داشتم تا اینکه مطمئن شدم طی دشمنی که اقوام شوهرم با من دارند در فکر منحرف کردن پسرم هستند پسرم نمیداند که من قضیه را فهمیدم و تازه بگم هم از من مخفی میکند و احتمال بدتر شدنش هست خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید چه کار کنم که فکر این زن را از سرش بیرون کند برم مخفیانه به زنه بگم یا سر و صدا کنم  یاا صلا از شهر بروم می دونم هر جا برم این زن دنبال ما میاد او به دنبال ابرو ریزی خانوادگی ماست و پسرم هم باور نمیکه و گول ظاهر را خورده است لطفا هر چه سریعتر جواب مرا بدهید چه کار کنم ؟ ممنون

سلام
من 22 سالمه و دانشجو هستم...
چند وقت پیش با یک دختر شهرستانی توی لاین آشنا شدم که میگه خیلی دوستم دارم.واقعا هم دوسم داره و میمیره برام.منم دوستش دارم چون دختر خوبیه.خیلی با هم صمیمی هستیم ولی بهش گفتم هنوز قصد ازدواج ندارم.ن با اون ن با کس دیگه.چند هفته از رابطمون (ک فقط چت و اس ام اس و تلفن)بود میگذشت ک یک دختر دیگ از شهر خودم بهم پیام داد.ایشونم ب شدت عاشق من شده بودن و حتی با اصرارهای زیادی ک کردن مجبور شدم ب صورت حضوری هم همدیگر رو ببینیم ک از اون موقع ب بعد عشقشون بیشتر هم شد.من علاقه ای ب بودن با این دختر همشهری ندارم ولی میدونم از جدا شدنمونم حسابی آسیب میبینه.من البته قضیه دختر شهرستانی رو هم بهش گفتم و گفتم ازدواج ما اصلا ممکن نیس اما باز ب دلیل علاقه زیاد ایشون همه این مسایل رو قبول کردن و فقط میخوان با من باشن.
من میخوام بدونم راهی هست ک دختر همشهری کمترین ضریه و آسیب رو ببینه و ما از هم جدا بشیم؟
دوستان لطفا نظرات خودتونو سریع بگین تا بتونم تصمیم مناسب رو بگیرم
متشکرم ازتون

جدیدترین سوالات





جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

بخشی از متن سوال:

به پدرم بوس شب به خیر بدم؟

سلام. من یه دختر شونزده سالم. پدرم تا این سن همچنان اجبار کرده که هر شب باید موقع شب به خیر گفتن هر دو همو ببوسیم که من از این کار متنفرم و بزرگگترین عذاب منه. اصلا پدرم متوجه نمیشه من بزرگ شدم و همش روز شب بهم میگه بیا مثل بچگیات رو تختم بخواب. مشکل اینجاس من مطمئن نیستم پدرم اصلا دید جنسی به من نداشته باشه. مثلا قبلا پیش اومده بود موقع بوس شب به خیر لبامون به هم بخوره و اون خوشش اومد و گفت بازم همچین کاری کنیم یا چیزایی از این قبیل. به نظرتون من چی کار کنم اگه بخوام این کارو تمومش کنم قیامتی به پا میشه چون اجبارش کرده. به نظرتون تا چه سنی آدم باید به والد جنس مخالفش بوس شب به خیر بده و اگه به نظرتون من باید این کارو متوقف کنم چه جوری؟ چون واقعا نمیتونم



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

2


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده

2 جواب برای این سوال ثبت شده!

چینش بر اساس زمان ثبت


چینش بر اساس امتیاز



36994
10518
122182

Guest

باید این موضوع رو با مامانت درمیون بزاری
0
امتیاز


36994
10518
122182

Guest

با سلام و احترام
به نظر من با یکی یا دوتا روان شناس خانم(تاکید میکنم خانم) در میان بزار حتما.
تبریک میگم به شجاعتت برای پیدا کردن راه مشکلی که داری آفرین.
0
امتیاز




جواب تو چیه؟
userImage
کاربر میهمان







با عرض سلام
اینجانب با شخصی در سال 1391 جهت کاری یک قراردادمشارکت مدنی جهت واردات دام زنده منعقد نمودیم ایشان بعنوان سرمایه گذار مبلغ 198 میلیون به اینجانب رساندند و 67 میلیون دیگر هم بابت دو مجوز واردات هزینه کردند و یک 35 میلیون دیگر هم خودشان بابت یک مجوز واردات دیگر هزینه نمودند و اینجانب مجری کار پس از اینکه ما عملیات واردات را انجام دادیم و همچنین دولت بخاطر مشکلات خود ارز مرجع را به ما ندادند و ما متحمل ضرر سنگینی شدیم.
با این حال من به سختی مبالغ دریافتی خودم را به ایشان برگرداندم و در تاریخ آذرماه 1392 هم طی یک چک 61 میلیونی رسید تسویه دریافت گردید و بدلیل اینکه پرداختیهای به حساب ایشان توسط چند نفر و در تاریخهای پراکنده بوده آن زمان دوطرف متوجه مبالغ پرداختی تکراری نشدیم ولی پس از آن ایشان در تاریخ خرداد ماه 1393 آمد و من را توی فشار گذاشت و بیش از دو برابر و نیم الباقی مانده که حدودا 28 میلیون بود چک تضمین تسویه نهایی و سود چکی به مبلغ 77 میلیون تومان تاریخ دار از اینجانب گرفتند و گفتند من کاری به ضرر ندارم .
بعد از آن بود که من باز به حساب ایشان پرداختی داشتم 35 میلیون تومان حتی بیشتر از الباقی تا قائله پایان یابد و چکهایم برگشت شود و در تاریخ مهرماه 1393 بود که به ایشان گفتم می بایست چکهایم ( چک 580 میلیونی تضمینی در قراردادمان و همچنین این چک 77 میلیونی ) را برگرداند و ایشان این چکها را که برنگرداند هیچ بلکه واقعه آن شب کذا را هم پدید آوردند.
ایشان در شب مورخ 9/10/1393 به همراه پسرشان و چند نفر دیگر که پایین ساختمان دفتر کار دوستم که من هم آنجا بودم بودند و می دانستند آمدند و با فشار و تهدید به قتل و غیره یک فقره چک 165 میلیونی بدون تاریخ بابت هزینه دو مورد مجوز و سود پول و بیش از دو برابر چک قبلی به زور از اینجانب گرفتند و گفتند هر وقت این چک را پاس کردی ما هم آن دوفقره چک قبلی را برمی گردانیم.
بعد از آن باز مجبور شدم مبالغی به حساب ایشان واریز کنم و تا تاریخ 15/5/1394 مبلغ 55 میلیون دیگر به حساب ایشان واریز کردم که با 35 میلیون پرداختی قبلی ام که 90 میلیون می شد حتی از چک قبلی 77 میلیونی نیز باز بیشتر دریافت کرده بودند و تا این تاریخ کل واریزی های من حدود 265 میلیون شده بود در صورتیکه کلاٌ من 198 میلیون دریافت کرده بودم . تازه آن ضرر ندادن ارز دولتی هم که حدود 180 میلیون تومان شده بود هم خودم پرداخت نمودم .
در ضمن برای کلیه اتفاقات پیش گفته هم قرارداد و هم فیشهای واریزی و هم شاهدینی موجود هستند.
بعد از این همه حکایات و ایشان البته دو فقره چک بدون تاریخ را خودشان تاریخ زده و کلیه چکها را در تاریخ 10/11/94 به اجرا میگذارد و بدلیل عدم حضور اینجانب در جلسات رسیدگی تا مرز حکم بدوی و تجدیدنظر و اجرائیه هم پیش میرود و از آنجایی که بعدا قضات شعبه بدوی و تجدیدنظر متوجه حقانیت اینجانب گردیدند متفقاً گفتند بروید شکایت کنید نتیجه بگیرید بیاورید تا ما رای را درست کنیم. منظورشان زورگیری – خیانت در امانت و از همه مهم تر رباخواری بود.
اینجانب ابتدا از ایشان به جرم تهدید به قتل و زورگیری و غیره از ایشان شکایت کردم و با اسناد و مدارک و شاهدین ماجرا ولی بدلیل گذشت مرور زمان این شکایت نتیجه ای نگرفت و قرار منع تعقیب صادر شد.
دیگربار جدیداً اینجانب از ایشان به جرم خیانت در امانت شکایت کردم که ارکان آن هم کامل است با وجود اسناد و فیشهای واریزی و برگ تسویه حساب و همچنین شاهدین بدلیل شاید نفوذی ایشان داشته باشد چون همیشه میگفت من پسر عموی فلانی هستم باز در دادسرا برای ایشان قرار منع تعقیب صادر شده و می گویند مسئله شما حقوقی است بروید حقوقی شکایت کنید.
حقوقی به ما میگویند بروید کیفری و کیفری می گوید بروید حقوقی آخرش من در حال پاسکاری شدن هستم البته هر دو پروندهها نیز در جریان هستند.
حال سئوال این است که : آیا میتوانم از ایشان به جرم رباخواری که این واقعیت هم وجود دارد شکایت کنم و چطور ؟ و اگر جواب مثبت است چطور شکایت کنم که اولاً بدلیل شکایتهای قبلی آن را تو هوا بفرستند یعنی ول شود و دیگر اینکه بحث ربا است مشکلی برای خودم پدید نیاورد از بحث آن نفوذی که همیشه مدعی بوده میگویم.
با تشکر از شما که تحمل نموده و مشکل من را مطالعه نمودید و از شما خواهشمندم مرا راهنمایی نمائید..

سلام من ی دختر با حجاب و چادریم قبلنا ی مشکلاتی داشتم با دختر خالم هر وقت بیرون میرفتم این پسرا جلو من هعی میگفتن دختر خالم قشنگه و منم ناراحت میشدم از خودم نومید میشدم فک میکردم دختر خالم از من قشنگتره اونا اینجوری میکنن منم انقدر دلم شکسته بود و نومید شده بودم به حجاب رو اوردم و خیلی وقته با حجاب و چادری شدم و خیلی وقته به حجاب عادت کردم حتی موهام بیرون میزنه حواسم نباشه چون گیره ندارم اعصابم خرد میشه خیلی حجابو از گرفتم دوستدارم و عادت کردم به قران من پسر باز نبودم من فقط اون موقع ها موهام مثله دختر خالم بیرون بود چون موهام اون موقع ها بیرون بود هر وقت با دختر خالم بیرون میرفتم موهایع دوتامونم بیرون بود این پسرا هعی جلو من میگفتن اون قشنگه اصلا یکی نمیگفت اینم قشنگه انگاری من روح بودم یا جوری با من رفتار میکردن انگاری خدا فقط به دختر خالم زیبایی داده بود به من نداده بود اونجوری نومیدم کردن من اهله خلاف و پسر بازی به قران نیستم و هیچ وقتم نخواهم بود اون موقع ها هم وقتی اینو اون جلوم هعی میگفتن دختر خالم قشنگه نومید میشدم و خیلی وقته با حجاب شدم تغیر کردم دختر خالم هنوز همون جوریه هر کی ی عقاید ی داره انسانا اخلاقاشون فرق داره با هم من تغیر کردم اون نه ولی کلی دارم میگم هر چند کثیف و پسر باز نیستم ولی دلم واقعا خیلی تا الان سوخته از نومیدی ی نصیحته خواهرانه به اقایون میکنم تورو قران تو رو خدا تو رو اهل بیت کسیو از خودش نومید نکنید دختر بازی و این چیزا و تیکع انداختن به دخترا کارایه شیطانه و نومیده کسیو از خودش میکنید اینم کاره خدا نیست کاره شیطانه بهتون میگه تا جهنمیتون کنه چون خدا از بنده ای ناراضی میشه بنده هایه دیگه شو عزاب میده و نومید میکنه یا سرکارشون میزاره همونا که جلو من هعی میگفتن دختر خالت قشنگه یکیشون به خدا قسم خواستگاریشم نیامد اصلا دیگه پیداشونم نشد فقط خواستن اون دختره بیچا ررو الکی سرکار بزارن و منه بدبختم از خودم نومید کردن رفتن پی کارشون اینکارا گناهع اقایون برادران من یه نیته پاک مثله ی خواهر بهتون میگم دختران مغزشون ساده و پاکه با احساساتشون بازی نکنین اگر نمیخواین برین خواستگاریشون الکی نگین قشنگه یا چیزی یا اگر طرفیو دوستم ندارین اون یکیم برا ازدواج دوست ندارین تورو خدا وقتی خواستگاریه اون یکیم نمیرین الکی طرفی که باهاشه رو از خودش نومید نکنین این کاره به خدا قسم گناهع نه الکی سرکاره کسی بزارید وقتی برا زندگی کردن نمیخواینش الکی نگین قشنگه یا امیده الکی به کسی ندین دلش بشکنه بگه با خودش چرا هعی اینو اون الکی تیکه بهم میندازن کسی چرا پیدا نمیشه برا زندگی کردن منو بخواد وقتی نمیخواین با کسی ازدواج کنید نکنید دخترایه مردم برا شما ها نمیردن ازدواج چیه من ی دخترم ازدواج نمیکنم ولی ازدواجم نمیخواین با کسی کنین خواهشن با احساسات طرف بازی نکنین تو فکره ازدواج نندازینش الکی امید ندین قشنگی بعد برین دیگه پیداتونم نشه این ی نصیحته خواهرانه دلم واسه دخترا میسوزه پسرا شیطان شدین عزابه اینو اون میدین جهنمی میشین از خدا بترسین کسیو نومید نکنین امیده الکیم به کسی ندین وقتی برا ازدواج نمیخواینش














پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ai) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.