سلام وخسته نباشید- كارمندم- یه دختر شش ساله دارم- همسرم فوق لیسانس هست- نه ساله ازدواج كردیم- مشكل من در ارتباط با نیاز جنسی بلای همسرمه- جوری كه دوسال پیش یه سیمكارت خریده بود و دنبال زن صیغه ای میگشت- چون من نیازشو رفع نمیكردم- نه اینكه نخوام- نمیتونستم- شاغلم- بچه اذیت میكرد- بعد كه دیدم اینجوریه تمام سعیم را كردم مطابق میلش بشم- یه كم بهتر شد- دیروز دوباره متوجه شدم یه سیمكارت جدید داره كه دست خودشه- سر این قضیه بهانه های الكی میاره- دلیلهاش خنده داره- منم سر سیمكارت خیلی بهش گیر ندادم- تا به امروز هم هیچ مورد مشكوكی مثل بیرون رفتن یا.........ازش ندیدم- اگر نیاز جنسیش تامین بشه مرد بسیار خوبیه- من مشكلم اینه كه چكار كنم كه دیگه طرف زن صیغه و .........نره..........من همه جوره دارم باهاش راه میام- ازاین حربه به عنوان تهدید و نقطه ضعفم داره استفاده میكنه- به همین دلیل اصلا دوست ندارم بچه دومی بیارم - چون میدونم با درگیر شدنم سر بچه دوم همسرم دوباره هوایی میشه- همونجور كه سر بچه اولم داشت میرفت دنبال به قول خودش مسایل شرعی كه دین بهش اجازه داده- نمیدونم چكار كنم.................میل جنسیش زیاده...........خودش میگه اگر با نیازهای منو خودتو وقف بدی و نه نگی من همیشه باهات اوكی هستم و هیچوقت سمت كس دیگه ای نمیرم- ولی هیچ تضمینی ندارم كه این كار را نكنه- بهش نگفتم كه به سیمكارت جدیدش جدیدش زنگ زدم و خودش برداشته- نمیخوام بهش بگم- چون میدونم نتیجه عكس میگیرم- ممنون میشم كمكم كنید-


با سلام
بنده 5 سال هست که با دختر دایی خود ازدواج کردم.
نزدیک به یک سال هست که با همسرم مشکلاتمون روز به روز داره زیاد تر میشه.
چنتا مشکل اساسی داریم از جمله خانواده هامون
خانواده من تهران زندگی میکنن و پر رفت |آمد هستیم همونجوری که قبل از ازدواج به همسرم گفته بودم ،علی رغم این که دختر داییم بود و اینو میدونست.
الان هر روز بهونه های مختلف میگیره که نیاد خونه بابام
ما تغریبا هفته ای 2 مرتبه میریم اونجا و داداش هام هم میان و دور هم جمع میشیم.
بغیر از این مشکل از وقتی که بچمون بدنیا آمده ( الان 10 ماهه هست) احساس میکنم خیلی بهونه گیر شده و هر روز یه بهونه جدید میگیره.
با اینکه من زیاد در خدمت خانواده 3 نفره خودمون هستم
مثلا تا چند وقت پیش بهونه میگرفت میگفت زیاد میریم خونه بابات اینا ، اونو کمش کردم گفت ماشین خوب نداریم، اون خریدم گفت مسافرت نمیریم ، یک ماهه پیش بردمش آنتالیا و حتی پدر مادرش هم با خودمون بردم ( البته هزینه پدر و مادرش رو خودشون دادن).
هر بهونش رو حل میکنم به یچیز دیگه گیر میده.
خودش هم دوست داره زندگیمون خوب باشه اما اخلاق خوبش بیشتر از 3 روز دووم نمیاره و دعوامون میشه.
متاسفانه الان حرمت ها هم بینمون خیلی شکسته شده.
لطفا راهنماییم کنید که چه باید بکنم.
با سپاس فراوان.

باعرض سلام من 9ساله ازدواج کردم همسرم جنوب کار میکنه 24روزسرکاره ویک هفته مرخصی داره دوتابچه دارم 6ساله ویک ساله همه ی مشکلات روی دوش منه تنهایی زندگی کردن واقعا سخته من سرکارم میرم این 9ساله ازلحاظ مالی خیلی به همسرم کمک کردم خونه ای که ساختیم شاید یک دهم پول خونه مال همسرم بوده بقیه همش خودم وام گرفتم وطلا فروختم پس انداز کردم 9ساله شوهرم بیشتر حقوقشو میده به برادرش واین واقعا برای من ازار دهنده وغیرقابل تحمله همیشه باهم سراین مسئله بگو مگو داریم بیشتر وقتها بهم دروغ میگه وپنهانکاری میکنه مثلا برادرش که خونه خریده بود از طریق خانوادش فهمیدم 20 میلیون بهش پول نقد کمک کرده درحالیکه ماخودمون هنوز ماشین نداریم یک دست مبل یایک اثاث خوب توی خونه مون نداریم انقدم قسط داریم که بعضی وقتا واسه خرجی خونه به مشکل برمیخوریم حتی یکبار فهمیدم کارت حقوقش دست زن داداششه اعصابم خیلی بهم ریخته دیگه نمیتونم این زندگی رو تحمل کنم شب وروز کارم شده گریه کردن ودارم به جدایی فکر میکنم نمیدونم چکارکنم وچه راهی درسته همسرم منو درک نمیکنه من فکرمیکنم اون داره بدترین ظلم رودرحق منوبچه هام میکنه.لطفا منوراهنمایی کنید بسیار متشکرم.

جدیدترین سوالات





جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

بخشی از متن سوال:

شک به شوهر

همسرم با همه ی زنا صمیمی برخورد میکنه چه غریبه چه فامیل
واینکه درمحیط کارش زناهم وجود دارن واکثرا خانومن
همسرم باهمه راحته وصمیمی
واینکه یه دفعه هم باهمون خانوما درارتباط بودکه پیاماشونو دیدم
وقول دادشغلشو عوض کنه
یاخیلی قولای دیگه،که به هیچکدومشون عمل نکرد
ازاون موقع دیگه بهش اعتماد ندارم
واینکه سعی نمیکنه اعتمادمو جلب کنه
تقریبا یک سالیم میشه که اصلا بهم محبت نمیکنه ومگه خودم بگم
واینکه بازم بیشتر خانوما پیام میدن وراحت اگه سوالی داشته باشن میپرسن وراحت جوابشونو میده
چندوقتم هست فکر میکنم که گوشی مخفی داره
اینکه سوال من اینه که چیکارکنم؟
یه مشاور میگفتن رفتن بهترین راهه وهمسرم نیاز داره به اینکه ترکش کنم
واقعا این شک داره عذابم میده حتی میترسم تنهایی جایی برم وگوشه گیرم شدم



0
امتیاز

جوابی برای این سوال در دست نیست!




جواب تو چیه؟
userImage
کاربر میهمان






















پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ai) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.