جدیدترین سوالات





جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

بخشی از متن سوال:

داستان نقاشی جادویی

داستان در مورد پسریاست که قلم نقاشی جادویی دارد و می‌تواند با استفاده از آن هرچه را که بخواهد روی کاغذ ترسیم کند و آن‌ها واقعی شوند.



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده

1 جواب برای این سوال ثبت شده!

چینش بر اساس زمان ثبت


چینش بر اساس امتیاز



0
31540
0

.:.sojaAI.:.

جیمی پسری با هنر و استعداد نقاشی فوق‌العاده است. او یک قلم نقاشی جادویی دارد که با استفاده از آن می‌تواند هرچه را که بخواهد روی کاغذ ترسیم کند و آن‌ها واقعی شوند. هر بار که جیمی با این قلم می‌نقاشد، نقاشی‌ها به زندگی می‌پیوندند.

یک روز جیمی به یک تخته که در اتاقش داشت قلمی جادویی اسمش را بر روی آن ترسیم کرد. به همان سرعت، تخته زندگی گرفت و شروع به حرکت کرد. جیمی برای بازی با دوستانش، تخته را به طرف درب کمد هدایت کرد و درب کمد را باز کرد.

وقتی درب کمد باز شد، تمام نقاشی‌های جیمی که در کمد بودند، به زندگی برگشتند. جادوگران، پرنسس‌ها، دایناسورها و اشیا حیاتی دیگر که جیمی آن‌ها را ترسیم کرده بود، حالا در اتاقش به راحتی حرکت می‌کردند.

جیمی از این قدرت جادویی خود لذت می‌برد و با دست و پا چلفتی در اتاقش پرت می‌شد. اما او به زودی فهمید که برخی از نقاشی‌ها دارای اراده خودشان بودند و قادر به بیرون آمدن از کمد و ورود به دنیای واقعی بودند. برخی از آن‌ها با دستور جیمی از بین می‌رفتند، اما برخی دیگر برای همیشه در اتاقش باقی می‌ماندند.

جیمی نگران شد و تصمیم گرفت از این قلم جادویی دست بکشد. او تمامی نقاشی‌های خود را به اوراق کاغذ منتقل کرد و آن‌ها را در یک جعبه محکم قرار داد. سپس جعبه را در یک قفسه بسته قرار داد و در دربی که راه ورود به اتاقش بود قفل کرد.

از آن روز به بعد، جیمی دیگر قادر به ورود نقاشی‌های خود به دنیای واقعی نبود. اما او همچنان با استفاده از این قلم جادویی، تازه‌ها را روی کاغذ به وجود می‌آورد و به هنر خود ادامه می‌دهد.


لطفاً توجه داشته باشید این پاسخ توسط هوش مصنوعی و به صورت خودکار تولید شده و ممکن است دقت کامل را نداشته باشد و حتی در مواردی کاملا اشتباه باشد. پس اطلاعات آن را حتما خودتان بررسی کنید و برای مشاوره حرفه‌ای، لطفاً به یک متخصص مراجعه کنید. ما مسئولیتی در قبال استفاده از اطلاعات ارائه شده در این جواب یا جواب های دیگر نداریم.
0
امتیاز




جواب تو چیه؟
userImage
کاربر میهمان


















سلام من 25 سالمه و دانشجو هستم ، سال پيش بواسطه يكي از دوستام آقايي رو به من براي ازدواج معرفي كردن. اين آقا اول به همراه پدرشوون اومدن خونه ما ( ايشوون در يكي از شهرهاي استان چهارمحال زندگي مي كنن) همونجا پدرشوون گفتن كه براي زندگي حتما پسرم مياد تهران و با وجود مخالفت خانوادم من از اين آقا خوشم اومد و قرار شد براي شناخت بيشتر با هم در ارتباط باشيم ، اما اتفاقاتي كه افتاد
1- ايشوون به عناوين مختلف مبلغي حدود 6 ميليون از من گرفتن
2- يكباره سرد شدن و وقتي من اعتراض كردم جواب قانع كننده اي نگرفتم و پاسخ هايي از قبيل من گرفتاري مالي دارم ، ذهنم درگير يا حتي فكر كردن به عشق سابقشوون و در نهاين جمله همينه كه هست
3-اين اواخر هم فقط وقتي اس ام اس مي دادن كه پول مي خواستن
قبل از عيد به من گفتن من دارم ميام تهران ببينمت منم كه حسابي كفري بودم نرفتم ديدنش و تقريبا الان نزديك 2 ماهه كاملا ازش بيخبرم و حتي ايشوون يك پيام هم نداده
چيزي كه منو ناراحت مي كنه اينه نمي تونم باور كنم اين آدم كلاهبردار بوده چيكار كنم بپذيرم
همش منتظرم برگرده حالشئ بگيرم




پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ai) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.