اسم یه فیلمی میخوام که داستانش اینه که : اول مادره میخاد دختره رو تو اب خفه کنه بعد دختره فرار میکنه میره تو دنیای عجیب بعد مادرش تو اونجا ملکه سخت گیر میشه دختره با عموش میرن دنبال مادره بعد میرسن تو جنگل چنتا قارچ به عمو میگن مارو بخور
عموی دختره اونا رو سرخ میکنه میخوره
بعد خوابش میگیره موقعی که دختره رفته دنبال شون
عموِ وقتی خوابش برد علف ها خودشونو میپیچن تنش تا
خفش کنن ولی همون لحضه دختره میرسه علف هارو میبره بعد میرن تو یک شهر دیگه داخل یک کافه اونجا یک ماهی عجیب بود که کلا طلا بود
بعد انگشت عمو رو گاز میگیره انگشتش طلا میشه بعد یک گربه هم داشتن اون میره ماهی رو بگیره اون هم گاز میگیره
گربه کلا طلا میشه
بعد میرن تو کاخ مادره تا مادره رو از طلسم در بیارن
سه تا دیو کله پوک اونا رو میبینن بعد به اونا حمله
میکنن بعد عموی دختر اونا رو شکست میده بعد همون لحضه میخوان کل شاهزاده هارو بکشن سیندرلا سفید برفی....
بعد مادره با دخترش می جنگه عموِ دختره رفت خنجر بزنه به دیو اشتباه زد به مادر دختره بعد مادرش از طلسم در اومد بعد هم مرد.
کل داستنو بلد هستم فقط اسمشو نمیدونم.

جدیدترین سوالات





جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

بخشی از متن سوال:

سلام چندسال پیش تیکه ای از یه فیلم رو دیدم که تا

سلام.چندسال پیش تیکه ای از یه فیلم رو دیدم که 3 تا پسر نوجوون با همکاری هم یه دبیرستان قلابی تاسیس کردن و به والدینشون گفتن که واسه تابستون میرن اونجا که درس بخونن.به بقیه همکلاسی هاشون هم اطلاع دادن که بیان اینجا و به بهانه درس خوندن کل تابستون خوش بگدرونن.کسی اسم این فیلم رو میدونه؟



0
امتیاز

جوابی برای این سوال در دست نیست!




جواب تو چیه؟
userImage
کاربر میهمان
















به نام خداوند بیننده از انجا شروع کنم که بنده در سال اول دانشگاه به علت مشکلات عدیده که هر شخصی گرفتار ان نمیشود احساس تنهایی و رخوت میکردم انگار هیچکس در این دنیا مرا نمیفهمد و احساساتی از این دست که افراد زیادی با شدت خیلی کم و روزمره تا خیلی زیاد دچار ان میشوند .به فکر افتادم سر کار برم که دغدغه هایی که با فکر درست نمیشدند از یادم برود اما به هر دری زدم کار نبود که نبود .به فکر کارگری افتاده بودم که هیچ جا با شرایط دانشگاهم کنار نیامدند .به یکی سپرده بودم که بالاخره با معرفی او به یک مغازه انتشارات مشغول شدم .خیلی خوب بود و حالم خیلی بهتر شده بود که با همسایه که مغازه ای عطاری بود رفیق شدم .مشتریان زیادی داشت و این تعجب مرا برانگیخته بود که باعث شدم بفهمم انواع مخدرجات در این عطاری به فروش میرسد که به هوس افتادم امتحان کنم که خیلی خیلی حس خوبی گرفتم و خیلی دیر به دیر یکسال با کپسول و قرص های دراگون حال میکردم تا اینکه فهمیدم در خانه برادرم از این ها استفاده میکرده و در خانه است و این در خانه بودن همان و مستمر شدن همان .سال دوم دانشگاه بود که با دختری که پیشنهاد از طرف او صورت گرفت و من حس خیلی خوبی پیدا کردم . به نوعی دلبسته و وابسته اش شدم و دیری نپایید که با این حال خوب شروع به بهبود کردم و تا سه ماه هیچ چیز مصرف نمیکردم تا اینکه او بعد از یک سال حرف از جدایی زد و حس بد من بعد از ماه ها حال خوش شروع شد و مصرف عود کرد که با تفکر به این نتیجه رسیدم که اسیب به خود چیزی را درست نمیکند و به تدریج درمان من شروع شد و ادامه دارد.با این حال زندگی در این شرایط به شدت سخت شده و موج ناامیدی و افسردگی در جامعه امروز ما قبل از نیاز به روانشناس نیاز به افراد صالح برای حکومت و معیشت مردم دارد. پس میتوان نتیجه گرفت عامل محیطی از عامل فیزیولوژیک خیلی قوی تر عمل میکند و این شرایط محیطی کشور ایران و ترانزیت مخدر که از پرسودترین تجارت های جهان است باعث شد افرادی فقط به علت بودن این مواد در کشور گرفتار شوند که عده ای از سران کشور سود های کلان عایدشان شود .وقتی این شرایط که روز به روز بدتر میشود مشاهده میشود و موجی از افسردگی و نا امیدی را در جامعه میبینی دیگر امیدی برای بهبود خود و دیگری نمیتوان یافت اگرچه این گرفتاری درمانش مخدر نیست اما دور بودن از جهانی که در این کشور برایمان ساخته شده ذره ای از درد های افراد میکاهد گرچه درمان اعتیاد بعد های دیگری میخواهد که درونی است اما ریشه ی بیرونی جامعه پررنگ تر عمل میکند . به امید بهبود سیاست های بیمار و انسان های بیمار گشته... الله اعلم






پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ai) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.