جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

بخشی از متن سوال:

اداب معاشرت

من هرچقدر سعی میکنم بین دوستان و اقوام محبوب باسم نمیشه. از کودکی تو این ارزو بودم ک مثل بعضی دوستام طرفدار داشته باشم ولی هیچوقت نمیشد و نمیشهّ.بعضی دوستام خیلی تو چشمن و محبوبن و همه میخوان با اونا باشن ولی من همیشه ازون دسته ادمایی بودم ک به سراغ همین مبوبا رفتم و کسی به سراغ من نیومده. نمیدونم چیکار کنم عذاب میکشم. چه عواملی میتونه تو روابط تاثیر گذار باشهّ.قیافه میتونه? چرا بعضیا جذابن ولی بعضیا نه? لطفا کمکم کنید خیلی عذاب کشیدم. با اینکه امیدی ندارم دیگه چون خیلی مطلب خوندم ولی هیچکدوم کارساز نبوده😭



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده

1 جواب برای این سوال ثبت شده!

چینش بر اساس زمان ثبت


چینش بر اساس امتیاز



3
34
61

Aminas

ببین عزیز منم این مشکل رو داشتم مثل خودت ولی ادم نباید خودشو ببازه.اگه کسی در نظر همه محبوبه بدون اون شخص دو رو هست وگرنه ادم نمیتونه همه رو راضی نگه داره.درمورد قیافه هم بگم:اگر در دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی چیزی نبینی.اگه کسی واقعا دوست داشته باشه قیافت برا اون از همه خوشگل تره واگه میبینی کسی به خودت یا قیافت توهین میکنه بدون اون یچیزی از تو کم داره و نمیتونه اون رو داشته باشه به همین علت از ادم عیب و ایراد میگیرن.تنها راه چاره صبره و این قدرت زیادی میطلبه توصیه من به ت اینه که از کسی تقلید نکن رفتار کسی رو بر ندار فقط سعی کن خودت باشی سعی نکن که دیگران میواخن که چی بشی خودت باش و صبر کن تا ادم محبوبت رو پیدا کنی.
0
امتیاز




جواب تو چیه؟
userImage
کاربر میهمان

25000 امتیاز هدیه بهترین جواب

30000 امتیاز هدیه بهترین جواب

27500 امتیاز هدیه بهترین جواب


22500 امتیاز هدیه بهترین جواب


فیلم سینمایی خارجی قدیمی قبل از سال ۲۰۰۰.
فیلم درباره ورود یک دانش آموز به کالج نمونه‌ای شبانه روزی است که در آن کالج دادگاه دارد و عوامل آن دادگاه تشکیل شدن از خود دانش آموزان.و قاضی آن دادگاه خود را قلدر کالج میداند و همه را به دعوا با او دعوت میکند .این دانش آموز تازه وارد هم درسهایش عالی هست وهم مبارز خوب ودر ان کالج به ورزش شنا مشغول میشود .قاضی کالج با افراد که را اوباش می‌بینند و از او پشتی بانی میکنند با او درگیر میشود و به تنهایی به آنها نشان میدهد که از آنها نمی ترسد و در این درگیری ها او را با تنبیح کردن تحقیر میکنند و دستور میدهند که چاله ای به اندازه قبرش بکند و همانجا بماند و دوباره او را مجبور به پر کردن همان چاله میکنند ‌.تازه وارد شبی با یک سطل پر از مدفون وارد اتاق قاضی قلدر میشود و در حالی که او خواب است سطل را بر روی او خالی میکند و پا به فرار می‌گزارد، در مبارزه چشمش اسیب میبیند . او با دختری آشنا میشود و این آشنایی باعث اخراج آن دختر از کالج میشود واو هم برای تلافی کردند گزارش تمام اتفاقات آنجا را کالج را به یک وکیلی گزارش میدهد و آن وکیل به او کمک میکند و با همکاری هم آن کالج تعطیل می‌شود.و در آخر او به خانه برمیگردد ، او کارنامه خود را به پدر نشان میدهد و پدرش او را بخاطر کم بودن نمره انظباط میخواهد تنبیح کند و به او میگوید به اتاق دیگر برود و خود را برای تنبیح شدند حاضر کند پسر به اتاقش میرود و کمربندی که پدرش با آن او را تنبیح میکند را بر میدارد و زمانی که پدرش وارد اتاق میشود با تهدید پسرش مواجه میشود که مجبور به ترک خانه برای همیشه میشود پدر چمدان خود را می‌بندد و برای همیشه از آن خانه میرود

















پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ai) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.